السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
46
سيره معصومان ( فارسي )
غريقى هستى كه امواج دريا او را احاطه كرده و هر شيئى ناچيز و حتى پاى قورباغهاى را وسيلهء رهايى خود قرار مىدهد ، به اين آرزو كه اندكى بيشتر به حيات خود ادامه دهد . بايستى بدانى هر كس كه مانند تو با خدا و پيامبر خدا در ستيز باشد و در زمين راه فساد و كفران نعمت پيش گيرد در جادّهء بدبختى و تباهى گام نهاده است . مرا به باد ناسزا و دشنام گرفتهاى ، بدان كه جهت دست يافتن به تو از آن بيم نمىداشتم كه مرا سفيه و نادان بخوانند لغزشهايت را برمىشمردم ، و آلودگيهاى تو را آشكار مىساختم چنان كه هرگز ياراى پاك ساختن آن را نداشتى . اما دربارهء سميّه ، اگر من پسر او بوده و مرا مورد نكوهش قرار دادهاى تو بيش از من بايستى سرزنش و نكوهش گردى . زيرا كه تو را بايد فرزند جماعت ناميد . اما در اين مورد گمان كردهاى كه با كمترين كوشش و تلاش و به آسانى مىتوانى بر من دست يا بى . آيا شنيده شده است كه شاهين از صداى پرندهء كوچكى بترسد ، و آيا ديدهاى كه يك گوسفند ، گرگ درّندهاى را پاره كند ، ؟ و السّلام . همين كه نامهء زياد به معاويه رسيد ، در غم و اندوه شديدى فرو رفت . و از مغيرة بن شعبه خواست كه نزد وى بيايد . آنگاه با وى خلوت كرده ، گفت : موضوع مهمّى در پيش است كه من ترجيح دادم با تو در ميان گذارم ؛ تا با مشاوره به حل اين مشكل بپردازيم و مرا در اين امر يارى و نصيحتى كنى . اطمينان دارم كه در رازدارى و اسرار از همه كس به من نزديكترى و بدان كه تو نسبت به فرزندانم برترى دارى . مغيره گفت ، به خدا سوگند كه من به اطاعت از فرمان تو هستم . معاويه به سخن خود ادامه داده ، گفت : مىدانى كه زياد سالهاست در فارس حكومت مىكند ، و همچنان به دشمنى با ما پرداخته است . و چون افعى بر ما غرّش مىكند . او مرد هوشيار و فعّالى است و به هر كار كه دست بزند تا آنجا دنبال خواهد كرد تا به نتيجه و ثمرى برساند . آنگاه كه آقا و مولاى او در قيد حيات بود ، امنيّتى براى من وجود نداشت ؛ و اكنون نيز بيم آن دارم كه با حسن بن على همدست گردد . مغيره گفت ، چنانچه من در قيد حيات باشم نظر او را به طرف تو جلب خواهم ساخت . مىدانى كه زياد از كسانى است كه همواره به دنبال شرف و مقام بوده و دوستدار منبر و خطابه است . اگر از وى دلجويى كنى و مسائل را به نرمى با او در ميان گذارى ، بدون ترديد به طرف تو جلب مىگردد و با اعتماد بيشترى به سوى تو گرايش پيدا خواهد كرد . پس بهتر است كه نامهاى براى او بنويسم و خود ، آن را به نزدش ببرم . آنگاه معاويه نامهاى براى زياد ارسال داشت كه در آن از برادرى خود با او سخن گفته و وعده كرده بود كه وى را به حكومت خواهد رسانيد . قسمتى از اين نامه چنين است : از امير المؤمنين معاويه بن ابى سفيان به زياد بن ابى سفيان ، مىبينم كه قطع رحم كرده و به طرف دشمن رو آوردهاى . بدبينى و دشمنى تو باعث گرديده كه قرابت و خويشاوندى خود را با من از بين ببرى ، تا آنجا كه گويى برادرى خود را با من ناديده گرفته و صخر بن حرب ( معاويه ) را پدر خود و من نمىدانى . تفاوت ره از كجاست تا به كجا . من به دنبال خونخواهى پسر ابى العاص گام نهاده و تو به مبارزه با من برخاستهاى . با اين وصف من معتقدم كه با تو به نرمى رفتار كنم و از لغزشهاى تو درگذرم . با تو صلهء رحم كنم و در اين امر خواهان اجر و ثواب گردم . پس بدان اى ابا مغيره ، چنانچه در اطاعت و فرمان قوم بنى هاشم باشى و